بلاگ
تحلیل مدل تصحیح خطای برداری: تأثیر رشد اقتصادی و سرمایهگذاری بر مصرف برق در اندونزی

نویسندگان: آندی عبدالحلیک لاتِکو (۱)، یوسری سیام عکیل (۲) — (۱) دانشگاه محمدیه ماکاسار، (۲) دانشگاه حسنودین
ORCID: ۱. https://orcid.org/۰۰۰۰-۰۰۰۲-۹۰۰۲-131X
فهرست
- 1 تحلیل مدل تصحیح خطای برداری: تأثیر رشد اقتصادی و سرمایهگذاری بر مصرف برق در اندونزی
چکیده
این مقاله به بررسی تأثیر رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی – GDP) و سرمایهگذاری (بهویژه سرمایهگذاری مستقیم خارجی – FDI) بر مصرف برق (EPC) در اندونزی میپردازد و برای این منظور از تحلیل مدل تصحیح خطای برداری (VECM) بهره میگیرد. با بررسی دادههای سالانه از ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۹، پژوهش حاضر پویاییهای کوتاهمدت و روابط تعادل بلندمدت بین متغیرها را تحلیل میکند. نتایج در بلندمدت نشاندهنده یک رابطه منفی بین مصرف برق و تولید ناخالص داخلی است. در کوتاهمدت نیز، رابطهای منفی میان مصرف برق، تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی وجود دارد. تحلیلهای کوتاهمدت مشخص میکنند که تولید ناخالص داخلی در افق سهساله تأثیری معنادار بر مصرف برق دارد، و سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز در افقهای یکساله و دوساله تأثیر منفی معناداری بر مصرف برق بر جای میگذارد. آزمونهای علیت نیز حاکی از وجود یک رابطه علی یکطرفه از تولید ناخالص داخلی به سمت مصرف برق هستند، در حالی که رابطه بین مصرف برق و سرمایهگذاری مستقیم خارجی دوطرفه است. این یافتهها بر نقش کلیدی تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی در هدایت تغییرات مصرف برق تأکید میورزند. درک این روابط برای سیاستگذاران و برنامهریزان انرژی جهت مدیریت مؤثر تقاضای برق، هدایت سرمایهگذاریهای زیرساختی و دستیابی به رشد اقتصادی پایدار اهمیت حیاتی دارد. این پژوهش با ارائه بینشهایی مبتنی بر شرایط اندونزی، به غنیتر شدن ادبیات موجود کمک کرده و میتواند فرآیندهای تصمیمگیری در زمینه توسعه زیرساختهای انرژی، اتخاذ تدابیر بهرهوری انرژی و تحقق توسعه اقتصادی پایدار را راهنمایی کند.
چکیده (به زبان لهستانی)
در این مقاله از تحلیل مدل تصحیح خطای برداری (VECM) برای بررسی تأثیر رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی) و سرمایهگذاریها (سرمایهگذاری مستقیم خارجی) بر مصرف انرژی الکتریکی در اندونزی استفاده شده است. با تحلیل دادههای سالانه از ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۹، این پژوهش پویایی کوتاهمدت و روابط تعادل بلندمدت بین متغیرها را بررسی میکند. در بلندمدت، وابستگی منفی بین مصرف انرژی الکتریکی و تولید ناخالص داخلی مشاهده میشود، در حالی که در کوتاهمدت وابستگی منفی بین مصرف انرژی الکتریکی، تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی وجود دارد. تحلیل کوتاهمدت نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی بهطور معناداری بر مصرف انرژی الکتریکی در افق سهساله تأثیر میگذارد و سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی تأثیر منفی معناداری بر مصرف انرژی الکتریکی در افقهای یکساله و دوساله دارند. نتیجه دیگر مربوط به آزمون علیت نشاندهنده یک وابستگی یکطرفه بین مصرف انرژی الکتریکی و تولید ناخالص داخلی است، در حالی که مصرف انرژی الکتریکی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی علیتی دوطرفه را نشان میدهند. این یافتهها نقش تأثیرگذار تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی در به حرکت درآوردن تغییرات در مصرف انرژی الکتریکی را برجسته میکنند. درک این وابستگیها برای سیاستگذاران و برنامهریزان انرژی در مدیریت مؤثر تقاضای انرژی الکتریکی، سرمایهگذاریهای زیرساختی و رشد اقتصادی پایدار بسیار حیاتی است. این پژوهش با ارائه بینشهایی خاص اندونزی به ادبیات موجود کمک میکند و فرآیندهای تصمیمگیری در زمینه توسعه زیرساختهای انرژی، اقدامات بهرهوری انرژی و توسعه اقتصادی پایدار را هدایت میکند.
واژههای کلیدی: مدل تصحیح خطای برداری (VECM)، رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، مصرف برق، اندونزی.
Kluczowe słowa (لهستانی): Vector Error Correction Model, wzrost gospodarczy, inwestycje, zużycie energii elektrycznej, Indonezja.
مقدمه
رابطه میان رشد اقتصادی، سرمایهگذاری (بهویژه سرمایهگذاری مستقیم خارجی – FDI) و مصرف برق، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. شناخت دقیق این پیوند برای سیاستگذاران و برنامهریزان انرژی، در تدوین استراتژیهای مؤثر برای توسعه پایدار انرژی نقشی حیاتی ایفا میکند. در بستر اندونزی، به عنوان اقتصادی با رشد سریع در منطقه جنوب شرقی آسیا، بررسی اثرگذاری رشد اقتصادی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر مصرف برق از اهمیت ویژهای برخوردار است.
پیشتر، پژوهشهای متعددی به بررسی رابطه میان رشد اقتصادی و مصرف برق پرداختهاند. برای نمونه، مطالعه [۱] در خاورمیانه و آفریقای جنوبی انجام شد و شواهدی مبنی بر وجود رابطهای مثبت میان رشد اقتصادی و مصرف انرژی ارائه داد. به همین سیاق، مطالعه [۲] کشورهای عضو OECD را بررسی کرده و وجود یک رابطه دوسویه میان تولید ناخالص داخلی و مصرف برق غیرتجدیدپذیر را تأیید نمود. مطالعه دیگری در تونس نیز علیت دوطرفه بلندمدت میان تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی را تأیید کرد [۳]. اثرگذاری سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر مصرف انرژی نیز موضوع مطالعات بسیاری بوده است [۴-۶]. مطالعه [۴] در پاکستان رابطهای مثبت میان سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف انرژی را شناسایی کرد. مطالعه [۵] نیز در بنگلادش، علیتی دوسویه میان سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف انرژی را یافت. برعکس، مطالعه [۶] با تحلیل کشورهای اروپایی، رابطهای مثبت و قوی میان سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف انرژی را تأیید نمود.
در حوزه روششناسی تحلیل نیز، مدل تصحیح خطای برداری (VECM) به طور گستردهای مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان نمونه، مطالعه [۷] از چارچوب VECM برای بررسی رابطه میان انتشار CO₂، مصرف انرژی و رشد اقتصادی در پاکستان استفاده کرد و وجود رابطهای مثبت و معنادار میان این متغیرها را مستند نمود. همچنین، مطالعه [۸] اثرات علی میان انتشار CO₂، مصرف انرژی، تولید ناخالص داخلی و جمعیت در هند را با بهرهگیری از روشهای ARDL و VECM بررسی کرد و رابطهای مثبت میان تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی را آشکار ساخت.
علاوه بر این، مطالعات بسیاری نیز در سطح کشورهای مختلف انجام شده تا رابطه میان رشد اقتصادی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف انرژی را بررسی کنند. به عنوان نمونه، در [۹] پژوهشگران تأثیر مصرف انرژی تجدیدپذیر، تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی را در دو کشور قزاقستان و ازبکستان مورد کاوش قرار دادند و بر رابطه دوسویه میان سرمایهگذاری خارجی و مصرف انرژی تجدیدپذیر در این کشورها تأکید کردند. در مطالعهای دیگر در [۱۰] نیز با تمرکز بر چین، رابطهای مثبت میان انرژی تجدیدپذیر، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی یافت شد. جدای از این موارد، تعدادی پژوهش با استفاده از تکنیکهای اقتصادسنجی پیشرفته، پیوند میان این دو متغیر و مصرف انرژی را بررسی کردهاند [۱۱-۱۴]. در [۱۱] نویسندگان تحلیل علیت میان مصرف انرژی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تولید ناخالص داخلی را برای کشورهایی نظیر مکزیک، اندونزی، نیجریه و ترکیه انجام دادند و وجود یک رابطه تعادلی بلندمدت میان این متغیرها را تأیید کردند. پژوهش [۱۲] به بررسی کشور بنین پرداخت و رابطهای بلندمدت و معنادار میان مصرف برق، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تولید ناخالص داخلی در این کشور یافت. در [۱۳] نیز با تمرکز بر ۱۳ کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، رابطه مثبتی میان مصرف انرژی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و رشد اقتصادی مشاهده شد. همچنین، مطالعهای دیگر در [۱۴] از رویکرد تجزیه مقیاس برای بررسی تأثیر توسعه مالی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر مصرف انرژی تجدیدپذیر در ۳۹ کشور استفاده کرد.
ادبیات موجود، بینشهای ارزشمندی درباره پیوند رشد اقتصادی، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف برق در برخی کشورهای مختلف عرضه میکند. با این حال، پژوهشهای اندکی به طور خاص درباره اندونزی انجام شده است. این مطالعه از رویکرد **مدل تصحیح خطای برداری (VECM)** بهره میبرد تا تأثیر رشد اقتصادی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی بر مصرف برق در اندونزی را تحلیل کند. تمرکز تحلیل هم بر پویاییهای کوتاهمدت و هم بر روابط تعادلی بلندمدت میان متغیرهای مشاهدهشده است. علاوه بر پرکردن خلأ تحقیقاتی، یافتههای این پژوهش میتواند بینشهای بیشتری برای فرآیندهای تصمیمگیری در حوزه توسعه زیرساختهای انرژی، اقدامات بهرهوری انرژی و توسعه اقتصادی پایدار در اندونزی فراهم آورد. برخی مطالعات مرتبط دیگر در زمینه اندونزی را نیز میتوان در منابع [۱۱, ۱۵-۱۶] یافت.
ساختار باقیمانده مقاله به شرح زیر است. بخش دوم به توصیف دادهها و روششناسی میپردازد. در بخش سوم، نتایج و تحلیلهای بهدستآمده برای هر مرحله ارائه و برجسته میشود. سرانجام، در بخش پایانی، نتیجهگیری و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارائه خواهد شد.
روششناسی
تحلیل در این مطالعه بر بررسی رابطه میان **مصرف انرژی الکتریکی**، **تولید ناخالص داخلی** و **سرمایهگذاری مستقیم خارجی** در اندونزی طی یک دوره ۴۸ ساله (از ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۹) متمرکز است. دادههای مربوط به هر یک از این متغیرها از بانک جهانی [۱۷] استخراج شده است. شکل ۱، نمایی بصری از روند تغییرات هر متغیر در طول سالها را نشان میدهد. همانگونه که از نمودار پیداست، مصرف، تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری، افزایشی پیوسته را تجربه کردهاند. به طور مثال، مصرف سرانه انرژی اولیه از ۱۴.۲۹۶۹ کیلوواتساعت در سال ۱۹۷۱ به حدود ۱۰۸۴ کیلوواتساعت در سال ۲۰۱۹ رسیده است. به طور مشابه، تولید ناخالص داخلی از ۹.۳۳۳ میلیارد دلار آمریکا در سال ۱۹۷۱ به ۱۱۱۹.۰۹۹ میلیارد دلار آمریکا در سال ۲۰۱۹ رشد کرده و سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیز از ۰.۲۹۹ میلیارد دلار آمریکا در سال ۱۹۷۱ به ۲۴.۹۹۳ میلیارد دلار آمریکا افزایش یافته است. چنین روند رو به رشدی، کاوش عمیقتر در روابط متقابل این متغیرها را جذاب میسازد. برای نیل به این هدف، مطالعه حاضر از تحلیلهای **همسیالی** و **علیت** استفاده میکند. این تحلیلها شامل آزمونهای **ریشه واحد** برای ارزیابی ایستایی دادهها، فرآیند انتخاب طول بهینه وقفه، آزمونهای همسیالی یوهانسن برای شناسایی روابط بلندمدت، و تحلیل **مدل تصحیح خطای برداری** برای بررسی هم پویاییهای کوتاهمدت و هم روابط تعادلی بلندمدت بین متغیرهاست [۱۸].

شکل ۱. مصرف انرژی الکتریکی، رشد اقتصادی و سرمایهگذاری از سال ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۹ در اندونزی.
نتایج و تحلیل
A. آزمون ریشه واحد
ایستایی متغیرهای مشاهدهشده با استفاده از دو آزمون دیکی-فولر تعمیمیافته و فیلیپس-پرون بررسی شد و خلاصه نتایج در جدول ۱ ارائه گردیده است. نتایج آزمونها حاکی از آن است که متغیرها در سطح خود ایستا نیستند، چرا که مقادیر p بالاتر از ۰.۰۵ هستند. با این حال، هنگامی که در تفاضلات درجه اول آزمایش شدند، همه متغیرها (مصرف، تولید ناخالص داخلی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی) مقادیر p زیر ۰.۰۵ را نشان دادند که حاکی از ایستایی پس از اعمال تفاضلگیری است (دادههای غیرایستا در سطح اطمینان ۵٪ رد میشوند). بنابراین، متغیرها در تفاضلات درجه اول ایستا تلقی میشوند.
جدول ۱. نتایج آزمون ریشه واحد

.
B. تعیین طول بهینه وقفه برای مدل VECM
گام بعدی، تعیین طول بهینه وقفه برای مدل مدل تصحیح خطای برداری است. انتخاب ترتیب وقفه برای دستیابی به برازش بهینه مدل اهمیت بالایی دارد. در این مطالعه، چندین معیار رایج برای انتخاب وقفه به کار رفته است، از جمله آماره آزمون ترتیبی تغییریافته نسبت حداکثر احتمال، خطای پیشبینی نهایی، معیار اطلاعات آکایک و معیار شوارتز. مقادیر بهدستآمده برای هر یک از این معیارها در جدول ۲ آمده است. بر اساس این نتایج، طول بهینه وقفه برای مدل VECM، وقفه چهارم شناسایی شد و چون دادهها تفاضلگیری شده بودند، وقفه مورد استفاده در مرحله بعد ۳ خواهد بود. این تعیین، با مقادیر پایین و متوالی معیارهای انتخاب وقفه در وقفه چهارم، بهویژه در معیارهای LR، FPE و AIC، تأیید میشود. سپس، پایداری مدل VECM مورد ارزیابی قرار گرفت. شکل ۲ مقادیر وارونه ریشههای ویژه را نشان میدهد که نشان میدهد اکثر آنها
جدول ۲. نتایج انتخاب طول وقفه

.

شکل ۲. نمودار توزیع ریشه واحد.
مقادیر چندجملهای ویژه وارون AR درون دایره واحد قرار دارند. این مشاهده نشان میدهد که مدل VECM ساختهشده پایدار است و برای گام بعدی تحلیل، یعنی آزمون همسیالی، مناسب میباشد.
C. تحلیل همسیالی
تحلیل مدل تصحیح خطای برداری: تأثیر رشد اقتصادی و سرمایهگذاری بر مصرف برق در اندونزی
کلمه کلیدی هدف: تحلیل مدل تصحیح خطای برداری مصرف برق در اندونزی
این سومین بخش از پنج بخش مقاله اصلی است. آن را به طور کامل به زبان فارسی و به صورت HTML ترجمه کنید.
محتوای اصلی (بخش ۳ از ۵):
در این مرحله، تمرکز بر بررسی رابطه بلندمدت میان متغیرهای EPC، تولید ناخالص داخلی و FDI معطوف شده است. برای تحلیل این رابطه، از آزمون همگذاری بهره بردهایم که شامل استفاده از طول لگ بهینه به دست آمده از مرحله قبل و کاربرد آزمون همگذاری جوهریان است. نتایج این آزمون در جدول ۳ ارائه شده است. مقادیر آمار Trace و Maximum Eigen نشان میدهند که آیا میتوان فرضیه صفر را در سطح معناشداری ۵ درصد رد کرد، یا اینکه رابطه همگذاری (R = ۰) وجود ندارد. بهعلاوه، فرضیههای صفر در مورد وجود حداکثر یک و دو رابطه همگذاری (R ≤ ۱ و R ≤ ۲) نیز در همان سطح معناشداری رد میشوند. این یافتهها وجود بیش از سه معادله همگذاری را تأیید میکنند، که نشاندهنده این است که متغیرهای مورد بررسی در طولانیمدت یک روند مشترک دارند. همگذاری به این معناست که میان متغیرهایی که در مدل مدنظر قرار گرفتهاند، حرکتی سیستماتیک و هماهنگ وجود دارد [۱۹]. لذا میتوان گفت که EPC، تولید ناخالص داخلی و FDI در اندونزی یک رابطه بلندمدت دارند.
جدول ۳. نتایج آزمون همگذاری
[IMAGE_۵]
D. تحلیل علیت گرانجر در مدل VECM
در مرحله نهایی این مطالعه، آزمون علیت گرانجر VECM بر روی مدل، با استفاده از دادههای تفاضلی حاصل از مرحله قبل، انجام میشود. این آزمون را برای بررسی روابط علیتی کوتاهمدت و بلندمدت میان متغیرهای موجود در مدل به کار میگیریم. نتایج VECM در جدول ۴ نمودار شده است. وجود ضریبهای معنادار با علامت منفی، نشانهای از رابطه بلندمدت میان متغیرهاست، در حالی که ضریبهای منفی با علامت غیرمعنادار، به روابط دینامیک کوتاهمدت اشاره دارند [۲۰]. مکانیسم تصحیح خطا، نشاندهنده وجود رابطه کوتاهمدت میان تمامی متغیرهاست. در افق بلندمدت، رابطه منفی میان EPC و تولید ناخالص داخلی مشهود است، در حالی که در کوتاهمدت، شواهدی از رابطه منفی میان EPC، تولید ناخالص داخلی و FDI بهدست آمده است.
جدول ۴. روابط بلندمدت و کوتاهمدت مدل وکتور خطای تصحیح شده
[IMAGE_۶]
معادله (۱) فرمول همگذاری مدل را بهصورت زیر نشان میدهد:
(۱) D(EPC) = ۰.۰۳۹۰۱۷۸۰۸۲۹۱۲(EPC(-۱) – ۲.۲۱۹۶۹۲۹۲۹۷۵E-۰۹GDP(-۱) + ۷.۸۶۳۰۶۹۴۵۳۶۷E۰۸FDI(-۱) – ۵۵.۹۳۵۶۸۲۷۵۲۱) – ۰.۰۱۴۹۶۴۰۰۰۷۸۷۲D(EPC(-۱)) + ۰.۱۵۵۹۶۲۹۸۸۸۵D(EPC(-۲)) + ۰.۳۹۲۶۱۰۵۳۴۵۴۸D(EPC(-۳)) + ۱.۷۳۵۲۲۶۷۱۳۲E۱۰D(GDP(-۱)) + ۲.۵۵۶۴۲۱۹۰۳۷۳E-۱۱D(GDP(-۲)) – ۱.۰۲۱۰۹۰۱۲۸۵۳E-۱۰D(GDP(-۳)) – ۲.۱۹۷۴۹۱۷۰۸۸۹E۰۹D(FDI(-۱)) – ۲.۵۵۶۲۸۹۶۴۵۴۵E-۱۰D(FDI(-۲)) + ۱.۱۲۲۸۳۱۴۷۰۰۰۸E-۰۹D(FDI(-۳)) + ۱۰.۷۸۳۵۷۰۷۰۹۶
جدول ۵. خلاصه نتایج VECM
[IMAGE_۷]
در افق بلندمدت، رابطه منفی میان EPC و تولید ناخالص داخلی مشهود است، در حالی که رابطهای مثبت میان EPC و FDI مشاهده میشود. این بدان معنی است که افزایش EPC در اندونزی موجب رشد FDI میگردد و در عین حال به کاهش تولید ناخالص داخلی منجر میشود.
تحلیل رابطه علیت میان متغیرها با استفاده از مدل VECM، یافتههای قابلتوجهی را نمایان میسازد. نتایج حاکی از آن است که تولید ناخالص داخلی اثر منفی و معناداری بر EPC در افق سه ساله دارد، در حالی که FDI نیز در افق یک و دو ساله تأثیر منفی و معناداری بر EPC نشان میدهد. این نتایج، که نسبت علیت میان متغیرها را به تصویر میکشند، در جدول ۵ درج شدهاند.
[IMAGE_۸]
شکل ۳. پاسخهای محرکی متغیرها.
برای ارزیابی رابطه علیت میان متغیرها، از آزمون علیت گرانجر استفاده میشود. نتایج این آزمون، که در جدول ۶ ارائه شده است، نشان میدهد که در سطح معناشداری ۵ درصد، رابطه علیت یکطرفهای میان متغیرهای EPC و تولید ناخالص داخلی وجود دارد. بهویژه، متغیر تولید ناخالص داخلی تأثیر معناداری بر EPC دارد، که این از احتمال آمار F زیر ۰.۰۵، یعنی ۰.۰۲۰۸، مشخص میشود (که منجر به رد فرضیه صفر خواهد شد). علاوه بر این، رابطه علیت دوطرفهای میان EPC و FDI شناسایی شده است. هرچند، هیچ رابطهای میان تولید ناخالص داخلی و FDI مشاهده نمیشود. این یافتهها تأکید میکنند که تولید ناخالص داخلی و FDI نقشهای حیاتی در ارتقاء EPC ایفا میکنند. بنابراین، ضروری است که ذینفعان دسترسی را تسهیل کرده و موانع استفاده از مصرف برق را کاهش دهند تا به سطوح بالایی از رشد اقتصادی و سرمایهگذاری دست یابند.
جدول ۶. علیت گرانجر VECM
برای ارزیابی تأثیر اختلالات بر متغیرهای مورد بررسی، از تابع پاسخ محرکی بهرهبرداری میشود. این تابع بینشهایی درباره زمان و شدت پاسخ متغیرها نسبت به اختلالات ناشی از متغیرهای دیگر فراهم میآورد [۲۱]. شکل ۳، پاسخهای محرکی کلی EPC، تولید ناخالص داخلی و FDI به نوآوریهای ناشی از متغیرهای دیگر را هرکدام بهتفکیک نشان میدهد. نتایج نشاندهنده افزایش معنادار و تدریجی پاسخ تولید ناخالص داخلی و FDI به EPC در طول یک دوره ۱۰ ساله است.
نتیجهگیریها
تحلیل مدل تصحیح خطای برداری و علیت در بافت اندونزی
این مقاله به بررسی روابط بلندمدت و کوتاهمدت میان مصرف برق (EPC)، تولید ناخالص داخلی (GDP) و سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در اندونزی از طریق تحلیل هم-integration و علیت در قالب مدل VECM میپردازد. تحلیلها نشان میدهد که این متغیرها در بلندمدت با یکدیگر پیوند دارند؛ رابطهای که با آزمون هم-یوهانسن تأیید شده است.
نتایج تحلیل روابط بلندمدت و کوتاهمدت
در افق بلندمدت، شاهد یک رابطه منفی بین EPC و GDP هستیم. اما در کوتاهمدت، پیوند منفی میان EPC، GDP و FDI نیز مشهود است. بهطور مشخص، تحلیل علیت کوتاهمدت حاکی از آن است که GDP تأثیر منفی معناداری بر مصرف برق در بازه زمانی سهساله دارد. همچنین، FDI نیز در افقهای یک و دوساله، تأثیر منفی معناداری بر مصرف برق میگذارد.
یافتههای تحلیل علیت
آزمونهای علیت، وجود یک رابطه علیت یکطرفه از GDP به EPC را تأیید میکند، بهطوریکه تغییرات GDP، مصرف برق را بهطور معنادار توضیح میدهد. افزون بر این، بین EPC و FDI رابطه علیت دوطرفهای وجود دارد، در حالیکه هیچ پیوند علیتی بین GDP و FDI یافت نشد. واضح است که حجم GDP و جریان FDI، هر دو بهعنوان موتورهایی برای افزایش مصرف برق عمل میکنند.
در نهایت، نتایج حاکی از آن است که ذینفعان کلیدی، از جمله دولت، نقشی محوری در کاستن از موانع و تسهیل دسترسی به برق در بخشهای اقتصادی دارند. این امر احتمالاً از مسیر مداخلات و سیاستگذاریهای هدفمند محقق میشود. چنین اقداماتی برای برانگیختن رشد اقتصادی پرشتاب و جذب سرمایهگذاری خارجی ضروری به نظر میرسند. شایان ذکر است که سطح رشد اقتصادی بهطور مستقیم بر جذابیت سرمایهگذاری مستقیم خارجی تأثیر میگذارد و در نتیجه، احتمال ورود سرمایه به بخشهای مختلف اندونزی را افزایش میدهد.
این یافتهها برای سیاستگذارانی که مسئول طراحی الگوهای انرژی – بهویژه در بخش برق – برای حمایت مؤثر از رشد اقتصادی و سرمایهگذاری خارجی در اندونزی هستند، ارزش و کاربرد زیادی دارد. در ادامه مسیر پژوهشی پیشنهاد میشود که متغیرهایی چون پیشبینی بلندمدت مصرف برق نیز در مدلهای آتی وارد شوند.
منابع
- Muhammad, Bashir. “Energy Consumption, CO2 Emissions and Economic Growth in Developed, Emerging and Middle East and North Africa Countries.” Energy, 179 (2019), 232–245.
- Aydin, Mucahit. “Renewable and Non-Renewable Electricity Consumption–Economic Growth Nexus: Evidence from OECD Countries.” Renewable Energy, 136 (2019), 599–606.
- Belloumi, Mounir. “Energy Consumption and GDP in Tunisia: Cointegration and Causality Analysis.” Energy Policy, 37 (2009), No. 7, 2745–2753.
- Latief, Rashid, and Lin Lefen. “Foreign Direct Investment in the Power and Energy Sector, Energy Consumption, and Economic Growth: Empirical Evidence from Pakistan.” Sustainability, 11(2019), No.192, 1-21.
- Hasan, Md Arif, Kh Md Nahiduzzaman, Adel S. Aldosary, Kasun Hewage, and Rehan Sadiq. “Nexus of Economic Growth, Energy Consumption, FDI and Emissions: A Tale of Bangladesh.” Environment, Development and Sustainability, 24 (2021), No. 5, 6327–6348.
- Zeng, Shaolong, Yiqun Liu, Junjie Ding, and Danlu Xu. “An Empirical Analysis of Energy Consumption, FDI and High Quality Development Based on Time Series Data of Zhejiang Province.” International Journal of Environmental Research and Public Health, 17 (2020), No. 3321, 1-17.
- Aftab, Samina, Aftab Ahmed, Abbas Ali Chandio, Bright Asiamah Korankye, Aamir Ali, and Wang Fang. “Modeling the Nexus between Carbon Emissions, Energy Consumption, and Economic Progress in Pakistan: Evidence from Cointegration and Causality Analysis.” Energy Reports, 7 (2021), 4642–4658.
- Pachiyappan, Duraisamy, Yasmeen Ansari, Md Shabbir Alam, Prabha Thoudam, Kuppusamy Alagirisamy, and Palanisamy Manigandan. “Short and Long-Run Causal Effects of CO2 Emissions, Energy Use, GDP and Population Growth: Evidence from India Using the ARDL and VECM Approaches.” Energies, 14 (2021), No. 8333, 1-17.
- Grabara, Janusz, Arsen Tleppayev, Malika Dabylova, Leonardus W. Mihardjo, and Zdzisława Dacko-Pikiewicz. “Empirical Research on the Relationship amongst Renewable Energy Consumption, Economic Growth and Foreign Direct Investment in Kazakhstan and Uzbekistan.” Energies, 14 (2021), No. 332, 1-18.
- Fan, Weiyang, and Yu Hao. “An Empirical Research on the Relationship amongst Renewable Energy Consumption, Economic Growth and Foreign Direct Investment in China.” Renewable Energy, 146 (2020), 598–609.
- Lin, Boqiang, and I. Nelson Benjamin. “Causal Relationships between Energy Consumption, Foreign Direct Investment and Economic Growth for Mint: Evidence from Panel Dynamic Ordinary Least Square Models.” Journal of Cleaner Production, 197 (2018), 708–720.
- Atchike, Desire Wade, Zhen-Yu Zhao, and Geriletu Bao. “The Relationship between Electricity Consumption, Foreign Direct Investment and Economic Growth: Case of Benin.” International Journal of Energy Economics and Policy, 10 (2020), No. 4, 507–515.
- Saidi, Kais, Mounir Ben Mbarek, and Mounira Amamri. “Causal Dynamics between Energy Consumption, ICT, FDI, and Economic Growth: Case Study of 13 MENA Countries.” Journal of the Knowledge Economy, 9 (2015), No. 1, 228–238.
- Shahbaz, Muhammad, Avik Sinha, Chandrashekar Raghutla, and Xuan Vinh Vo. “Decomposing Scale and Technique Effects of Financial Development and Foreign Direct Investment on Renewable Energy Consumption.” Energy, 238 (2022), No. 121758, 1-13.
- Sijabat, Rosdiana. “The Association of Economic Growth, Foreign Aid, Foreign Direct Investment and Gross Capital Formation in Indonesia: Evidence from the Toda–Yamamoto Approach.” Economies, 10 (2022), No. 93, 1-22.
- Shahbaz, Muhammad, Qazi Muhammad Hye, Aviral Kumar Tiwari, and Nuno Carlos Leitão. “Economic Growth, Energy Consumption, Financial Development, International Trade and CO2 Emissions in Indonesia.” Renewable and Sustainable Energy Reviews, 25 (2013), 109–121.
- Indonesia | Data – World Bank Data. Accessed May 12, 2023. https://data.worldbank.org/country/indonesia?view=chart.
منابع
- [۱۸] Tan, Lan, Yifan Xu, و Alemayehu Gashaw. “تأثیر نرخ ارز بر ورود سرمایهگذاری مستقیم خارجی: تحلیل تجربی مبتنی بر همتکامل و آزمون علیت گرانجر.” Mathematical Problems in Engineering ۲۰۲۱, (۲۰۲۱), ۱–۱۲.
- [۱۹] Ivascu, Larisa, Muddassar Sarfraz, Muhammad Mohsin, Sobia Naseem, و Ilknur Ozturk. “علل وقوع حوادث و آسیبهای شغلی در شرکتهای رومانیایی: کاربرد آزمون همتکامل جونسن و علیت گرانجر.” International Journal of Environmental Research and Public Health, ۱۸ (۲۰۲۱), شماره ۷۶۳۴, ۱–۱۷.
- [۲۰] Apostu, Simona Andreea, Mirela Panait, Daniel Balsalobre‑Lorente, Diogo Ferraz, و Irina Gabriela Rădulescu. “انتقال انرژی در کشورهای غیر یورو در اروپای مرکزی و شرقی: شواهدی از مدل پنل تصحیح خطای برداری.” Energies, ۱۵ (۲۰۲۲), شماره ۹۱۱۸, ۱–۲۱.
- [۲۱] Si, Ruishi, Noshaba Aziz, و Ali Raza. “اثر علیت کوتاهمدت و بلندمدت بخشهای کشاورزی، جنگلداری و سایر کاربریهای اراضی بر انتشار گازهای گلخانهای: شواهدی از چین با استفاده از رویکرد VECM.” Environmental Science and Pollution Research, ۲۸ (۲۰۲۱), شماره ۴۵, ۶۴۴۱۹–۶۴۴۳۰.
اطلاعات نویسندگان
دکتر آندی عبدال حالق لاتهکو، دانشکده مهندسی برق، دانشگاه مسلمین ماکاسار، اندونزی، ایمیل: halik@unismuh.ac.id (نویسنده مسئول)
دکتر یوسری سیام اکیل، دانشکده مهندسی برق، دانشگاه حسن الدین، اندونزی، ایمیل: yusakil@unhas.ac.id
شناسه منبع و ناشر
PRZEGLĄD ELEKTROTECHNICZNY، ISSN ۰۰۳۳‑۲۰۹۷، R. ۱۰۰ NR ۲/۲۰۲۴. DOI: ۱۰.۱۵۱۹۹/۴۸.۲۰۲۴.۰۲.۲۸
منتشر شده توسط PQBlog
مهندس برق
مشاهده پستهای بیشتر
پرسشهای متداول
مدل تصحیح خطای برداری (VECM) چیست و چرا در این پژوهش استفاده شده است؟
مدل تصحیح خطای برداری (VECM) یک روش اقتصادسنجی پیشرفته است که برای تحلیل روابط بلندمدت (تعادل) و پویاییهای کوتاهمدت میان چندین متغیر اقتصادی که به هم وابستهاند، به کار میرود. در این پژوهش، VECM انتخاب شده زیرا میتواند بهطور همزمان هم رابطه تعادلی بلندمدت بین رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و مصرف برق را آشکار کند و هم پویاییهای اثرگذاری متغیرها بر یکدیگر را در بازههای زمانی کوتاهمدت (مثلاً ۱ تا ۳ سال) مورد بررسی قرار دهد.
نتیجه اصلی پژوهش درباره رابطه بین رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی) و مصرف برق چیست؟
یافتههای کلیدی نشان میدهد که در بلندمدت، افزایش رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی) با کاهش مصرف برق مرتبط است. اما در کوتاهمدت، تولید ناخالص داخلی تأثیر معنادار و مثبتی بر مصرف برق در افق سهساله دارد. این امر نشاندهنده پیچیدگی رابطه و تفاوتهای آن در افقهای زمانی مختلف است.
نقش سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در مصرف برق اندونزی چیست؟
پژوهش دریافت که سرمایهگذاری مستقیم خارجی تأثیر منفی و معناداری بر مصرف برق در افقهای کوتاهمدت یکساله و دوساله دارد. علاوه بر این، آزمون علیت نشان داد که رابطه بین سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مصرف برق یک رابطه دوطرفه است، به این معنا که هر یک میتواند بر دیگری تأثیر بگذارد.
منبع: powerquality.blog